آموزش‌های ویدیویی

آموزش زبان انگلیسی و کامپیوتر

آموزش‌های ویدیویی

آموزش زبان انگلیسی و کامپیوتر

آموزش های ویدیویی آموزش زبان انگلیسی آموزش طراحی گرافیک آموزش ساخت ویدیو آموزش طراحی وب آموزش ساخت نرم‌افزار آموزش کسب‌وکار رشته‌های مختلف مهندسی مهارت‌های گوناگون

آخرین مطالب

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «قیمت بیلبورد» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

قیمت بیلبورد

 

تنها دارایی قدرتمندی که داریم. ذهن ماست

اگر خوب آموزش‌دیده باشد، می‌تواند ثروت بسیار زیادی ایجاد کند.

که سهام یا سایر سرمایه‌گذاری‌ها را برای زندگی انجام می‌دهد، می‌بینند که این کار تمام اوقات انجام می‌شود. اغلب، میلیونها نفر می‌توانند به طور آنی از هیچ چیز ساخته شوند. و به هیچ روی، منظورم این نبود که هیچ پولی رد و بدل نمی‌شد. این کار از طریق قرارداد انجام می‌شود:

در عصر اطلاعات، پول به صورت نمایی افزایش می‌یابد. افراد کمی به طرز مسخره‌ای از هیچ چیز ثروتمند می‌شوند، فقط ایده‌ها و توافقات. اگر از بسیاری از مردم یک سیگنال دست در یک حفره تجاری بپرسید، یک blip روی یک

توری تاجر در لیسبون از صفحه یک تاجر در تورنتو و بازگشت به لیسبون، یک تماس با کارگزار من برای خرید و یک لحظه بعد برای فروش. پول دست‌هایش را عوض نکرد. توافقات انجام شد.

پس چرا fi مالی مالی خود را توسعه دهید؟ فقط شما می‌توانید به آن جواب بدهید.

می‌توانم به شما بگویم که چرا این حوزه از هوش من را توسعه داده‌ام. من این کار را می‌کنم چون می‌خواهم پول درست کنم. نه به این خاطر که نیاز دارم، اما چون می‌خوام. این یک فرآیند یادگیری شگفت‌انگیز است. من IQ مالی ام را توسعه می‌دهم چون می‌خواهم در سریع‌ترین بازی و بزرگ‌ترین بازی دنیا شرکت کنم. و به روش خودم، دوست دارم بخشی از این تکامل بی‌سابقه بشریت باشم، دوره‌ای که انسان‌ها صرفاً با ذهن خود کار می‌کنند و نه با بدنشان. قیمت بیلبورد 

به علاوه، این همان جایی است که عمل انجام می‌شود. این همان چیزی است که در حال رخ دادن است. مفصل ران است. ترسناک است. و این خیلی جالب است. قیمت بیلبورد 

به همین دلیل است که من در هوش مالی ام سرمایه‌گذاری می‌کنم و قدرتمندترین سرمایه را توسعه می‌دهم. می‌خواهم با مردم باشم که شجاعانه به جلو حرکت می‌کنند. من ن قیمت بیلبورد می‌خواهم با کسانی باشم که پشت سر گذاشته شده‌اند.

من یک مثال ساده از ایجاد پول به شما خواهم داد. صبح زود قیمت بیلبورد 

دهه ۱۹۹۰، اقتصاد فونیکس (آریزونا) وحشتناک بود. من در حال تماشای یک قیمت بیلبورد  برنامه تلویزیونی بودم که یک برنامه‌ریز مالی وارد شد و شروع به پیش‌بینی سرنوشت شوم و تاریک کرد. او گفت: " در طی ۴۰ سال شما به یک میلیونر تبدیل خواهید شد.

خوب، قرار دادن پول هر ماه یک ایده عالی است. این یک گزینه است - گزینه‌ای که اغلب اف قیمت بیلبورد راد آن را امضا می‌کنند. این مشکل این است: آن فرد را به آنچه واقعاً ادامه می‌دهد کور می‌کند. این باعث می‌شود که آن‌ها از دست دادن فرصت‌های بزرگ برای افزایش قابل‌توجه پولشان محروم شوند. این جهان از کنارشان رد می‌شود.

همانطور که گفتم، اقتصاد در آن زمان وحشتناک بود. برای سرمایه گذاران، این شرایط بازار کامل است. مقد قیمت بیلبورد ار زیادی از پول من در بازار سهام و در خانه‌های آپارتمانی بود. من پول نقد نداشتم. چون مردم داشتند اموال خود را تحویل می‌دادند، من خرید می‌کردم. من پول پس‌انداز نداشتم. داشتم سرمایه‌گذاری می‌کردم. من و کیم بیشتر از یک میلیون دلار پول نقد در بازار داشتیم که به سرعت در حال افزایش بود. این بهترین فرصت برای سرمایه‌گذاری بود. اقتصاد وحشتناک بود. من فقط نتوانستم این معاملات کوچک را تحمل کنم.

خانه‌ها که زمانی ۱۰۰۰۰۰ دلار بودند، اکنون ۷۵،۰۰۰  دلار بودند. اما به جای خرید با آژانس‌های املاک و مستغلات محلی، قیمت بیلبورد  قیمت بیلبورد  من شروع به خرید در دفتر حقوقی ورشکستگی (offi)، یا پله‌های ساختمان دادگاه کردم. در این مراکز خرید، حدود ۷۵،۰۰۰  دلار می‌تواند برای ۲۰۰۰۰ دلار یا کم‌تر خریداری شود. برای ۲۰۰۰ دلار، که از یک دوست برای ۹۰ روز به مدت ۲۰۰ دلار به من قرض داده شد، یک چک صندوقدار به وکیل دادم. در حالی که این موضوع مورد پردازش قرار گرفت، من یک تبلیغ برای تنها ۶۰،۰۰۰  دلار و بدون پول پرداخت کردم.

تلفن سخت و سنگین به صدا درامد. خریداران آتی به طور قانونی غربال شدند و زمانی که این ملک به صورت قانونی متعلق به من بود، همه خریداران ا قیمت بیلبورد حتمالی اجازه یافتند که به خانه نگاه کنند. این یک جنون غذا دادن بود. خانه ما در عرض چند دقیقه فروخته شد. من درخواست مبلغ ۲۵۰۰ دلار را درخواست کردم، که آن‌ها با خوشحالی تحویل داده شدند و سپرده و عنوان سپرده از آنجا به پایان رسید. من ۲۰۰۰ دلار به دوستم با ۲۰۰ دلار دیگر برگشتم. خوشحال بود، خریدار خانه خوشحال بود، وکیل خوشحال بود و من خوشحال بودم. م 

تنها دارایی قدرتمندی که داریم. ذهن ماست

اگر خوب آموزش‌دیده باشد، می‌تواند ثروت بسیار زیادی ایجاد کند.

که سهام یا سایر سرمایه‌گذاری‌ها را برای زندگی انجام می‌دهد، می‌بینند که این کار تمام اوقات انجام می‌شود. اغلب، میلیونها نفر می‌توانند به طور آنی از هیچ چیز ساخته شوند. و به هیچ روی، منظورم این نبود که هیچ پولی رد و بدل نمی‌شد. این کار از طریق قرارداد انجام می‌شود:

در عصر اطلاعات، پول به صورت نمایی افزایش می‌یابد. افراد کمی به طرز مسخره‌ای از هیچ چیز ثروتمند می‌شوند، فقط ایده‌ها و توافقات. اگر از بسیاری از مردم یک سیگنال دست در یک حفره تجاری بپرسید، یک blip روی یک

توری تاجر در لیسبون از صفحه یک تاجر در تورنتو و بازگشت به لیسبون، یکآموزش زبان  تماس با کارگزار من برای خرید و یک لحظه بعد برای فروش. پول دست‌هایش را عوض نکرد. توافقات انجام شد.

پس چرا fi مالی مالی خود را توسعه دهید؟ فقط شما می‌توانید به آن جواب بدهید.

می‌توانم به شما بگویم که چرا این حوزه از هوش من را توسعه داده‌ام. من این کار را می‌کنم چون می‌خواهم پول درست کنم. نه به این خاطر که نیاز دارم، اما چون می‌خوام. این یک فرآیند یادگیری شگفت‌انگیز است. من IQ مالی ام را توسعه می‌دهم چون می‌خواهم در سریع‌ترین بازی و بزرگ‌ترین بازی دنیا شرکت کنم. و به روش خودم، دوست دارم بخشی از این تکامل بی‌سابقه بشریت باشم، دوره‌ای که انسان‌ها صرفاً با ذهن خود کار می‌کنند و نه با بدنشان. قیمت بیلبورد 

به علاوه، این همان جایی است که عمل انجام می‌شود. این همان چیزی است که در حال رخ دادن است. مفصل ران است. ترسناک است. و این خیلی جالب است. قیمت بیلبورد 

به همین دلیل است که من در هوش مالی ام سرمایه‌گذاری می‌کنم و قدرتمندترین سرمایه را توسعه می‌دهم. می‌خواهم با مردم باشم که شجاعانه به جلو حرکت می‌کنند. من ن قیمت بیلبورد می‌خواهم با کسانی باشم که پشت سر گذاشته شده‌اند.

من یک مثال ساده از ایجاد پول به شما خواهم داد. صبح زود قیمت بیلبورد 

دهه ۱۹۹۰، اقتصاد فونیکس (آریزونا) وحشتناک بود. من در حال تماشای یک قیمت بیلبورد  برنامه تلویزیونی بودم که یک برنامه‌ریز مالی وارد شد و شروع به پیش‌بینی سرنوشت شوم و تاریک کرد. او گفت: " در طی ۴۰ سال شما به یک میلیونر تبدیل خواهید شد.

خوب، قرار دادن پول هر ماه یک ایده عالی است. این یک گزینه است - گزینه‌ای که اغلب اف قیمت بیلبورد راد آن را امضا می‌کنند. این مشکل این است: آن فرد را به آنچه واقعاً ادامه می‌دهد کور می‌کند. این باعث می‌شود که آن‌ها از دست دادن فرصت‌های بزرگ برای افزایش قابل‌توجه پولشان محروم شوند. این جهان از کنارشان رد می‌شود.

همانطور که گفتم، اقتصاد در آن زمان وحشتناک بود. برای سرمایه گذاران، این شرایط بازار کامل است. مقد قیمت بیلبورد ار زیادی از پول من در بازار سهام و در خانه‌های آپارتمانی بود. من پول نقد نداشتم. چون مردم داشتند اموال خود را تحویل می‌دادند، من خرید می‌کردم. من پول پس‌انداز نداشتم. داشتم سرمایه‌گذاری می‌کردم. من و کیم بیشتر از یک میلیون دلار پول نقد در بازار داشتیم که به سرعت در حال افزایش بود. این بهترین فرصت برای سرمایه‌گذاری بود. اقتصاد وحشتناک بود. من فقط نتوانستم این معاملات کوچک را تحمل کنم.

خانه‌ها که زمانی ۱۰۰۰۰۰ دلار بودند، اکنون ۷۵،۰۰۰  دلار بودند. اما به جای خرید با آژانس‌های املاک و مستغلات محلی، قیمت بیلبورد  قیمت بیلبورد  من شروع به خرید در دفتر حقوقی ورشکستگی (offi)، یا پله‌های ساختمان دادگاه کردم. در این مراکز خرید، حدود ۷۵،۰۰۰  دلار می‌تواند برای ۲۰۰۰۰ دلار یا کم‌تر خریداری شود. برای ۲۰۰۰ دلار، که از یک دوست برای ۹۰ روز به مدت ۲۰۰ دلار به من قرض داده شد، یک چک صندوقدار به وکیل دادم. در حالی که این موضوع مورد پردازش قرار گرفت، من یک تبلیغ برای تنها ۶۰،۰۰۰  دلار و بدون پول پرداخت کردم.

تلفن سخت و سنگین به صدا درامد. خریداران آتی به طور قانونی غربال شدند و زمانی که این ملک به صورت قانونی متعلق به من بود، همه خریداران ا قیمت بیلبورد حتمالی اجازه یافتند که به خانه نگاه کنند. این یک جنون غذا دادن بود. خانه ما در عرض چند دقیقه فروخته شد. من درخواست مبلغ ۲۵۰۰ دلار را درخواست کردم، که آن‌ها با خوشحالی تحویل داده شدند و سپرده و عنوان سپرده از آنجا به پایان رسید. من ۲۰۰۰ دلار به دوستم با ۲۰۰ دلار دیگر برگشتم. خوشحال بود، خریدار خانه خوشحال بود، وکیل خوشحال بود و من خوشحال بودم. من یک خانه برای ۶۰،۰۰۰  دلار فروخته بودم که ۲۰۰۰۰ دلار برای من هزینه داشت. مبلغ ۴۰،۰۰۰  دلار از پول در ستون دارایی من به شکل قبض بدهی از طرف خریدار تهیه شد. زمان کار کلی:

یک ساعت دیگه. قیمت بیلبورد 

بنابراین حالا که شما در مسیر  قیمت بیلبورد خود برای تبدیل شدن با سواد بیشتر و مهارت در خواندن اعداد هستید، به شما نشان خواهم داد که چرا این یک نمونه از پول اختراع شده‌است.

$40,000 is created in the asset column. Money is invented without being taxed. At 10 percent interest, $4,000  a year in ca قیمت بیلبورد sh fl ow is added to income.

در طی این رکود اقتصادی، من و کیم توانستیم شش تا از این معاملات ساده را در زمان spare انجام دهیم. در حالی که بخش اعظم پول ما در املاک بزرگتری‌ بود و بازار س قیمت بیلبورد هام، ما توانستیم بیش از ۱۹۰،۰۰۰  دلار در دارایی‌ها (یادداشت ۱۰ درصد) در آن شش "خرید، ایجاد، و فروش" ایجاد کنیم. در حدود ۱۹،۰۰۰  دلار درآمد در سال می‌رسد که بخش اعظم آن از طریق شرکت خصوصی ما تامین می‌شود. بیشتر این مبلغ ۱۹،۰۰۰  دلار در سال برای شرکت ما، گاز، سفرها، بیمه، شام با مشتریان و چیزهای دیگر صرف می‌شود. تا زمانی که دولت فرصتی برای مالیات بر درآمد کسب کند، هزینه آن به طور قانونی صرف هزینه‌های پیش از مالیات می‌شود.

How much income would you have to  earn if the government takes 50 percent  in taxes? قیمت بیلبورد 

  قیمت بیلبورد 

چقدر طول می‌ک قیمت بیلبورد شد تا ۴۰،۰۰۰  دلار صرفه‌جویی کنید؟

این یک مثال ساده از این است  قیمت بیلبورد که چگونه پول اختراع، ایجاد شده، و با استفاده از اطلاعات مالی مالی محافظت می‌شود.

از خودتان بپرسید: چقدر طول می‌کشد تا حدو قیمت بیلبورد د ۱۹۰،۰۰۰  دلار صرفه‌جویی کنید؟ آیا بانک به شما ۱۰ درصد به پول شما بهره می‌دهد؟ و قبض بدهی برای ۳۰ سال خوب است. امیدوارم که آن‌ها هرگز صد هزار دلار به من بپردازند. من باید یک مالیات پرداخت کنم اگر آن‌ها به من پول پرداخت کنند و علاوه بر این مبلغ ۱۹،۰۰۰  دلار در طول ۳۰ سال کمی بیش از ۵۰۰،۰۰۰  دلار درآمد دارد.

من افرادی را دارم که می‌پرسند اگر آن فرد پول ندهد چه اتفا قیمت بیلبورد قی می‌افتد. این اتفاق می‌افتد، و این خبر خوبی است. در حال حاضر ۶۰،۰۰۰  دلار به خانه بازگردانده می‌شود و به مبلغ ۷۰،۰۰۰  دلار فروخته می‌شود و ۲،۵۰۰  دلار دیگر به عنوان حق‌الزحمه پردازش وام جمع‌آوری می‌شود. هنوز یک معامله صفر در ذهن خریدار جدید وجود دارد. و روند ادامه پیدا می‌کرد.

اولین باری که خانه را فروختم، ۲۰۰۰ دلار را پرداخت کردم، بنابراین از لحاظ  قیمت بیلبورد فنی، من هیچ پولی در این معامله ندارم. بازگشت من به سرمایه‌گذاری (ROI) infi nity است. این مثالی از عدم وجود پول زیاد است.

در تراکنش دوم، زمانی که دوباره فروخته شد، من ۲۰۰۰ دلار در جیب خود قرار داده و این  قیمت بیلبورد وام را به سی سال دیگر تمدید می‌کردم. اگر من پول لازم برای پول درآوردن را بدهم، سرمایه من چه خواهد بود؟ نمی‌دانم، اما قطعاً ۱۰۰ دلار در ماه پس‌انداز می‌کند، که در واقع ۱۵۰ دلار شروع می‌شود، زیرا این درآمد برای ۴۰ سال سود پایینی دارد. و دوباره، بر منافع خود مالیات می‌گیرید. این بسیار هوشمندانه نیست. ممکن است بی‌خطر باشد، اما هوشمندانه نیست. چند سال بعد، همان طور که بازار املاک ققنوس تقویت شد، آن خانه‌هایی که ما به قیمت ۶۰۰۰۰ $ به فروش بردیم به حدود ۱۱۰،۰۰۰  دلار رسید. فرصت‌های foreclosure هنوز در دسترس بودند، اما کمیاب شدند. این یک دارایی با ارزش است، زمان من، برای بیرون رفتن از آن‌ها. Th ousands از خریداران به دنبال چند معامله دردسترس بودند. بازار عوض شده بود. زمان آن رسیده بود که به دنبال فرصت‌های دیگری برای قرار دادن در ستون دارایی باشد.

"شمانمی‌توانیداینکاررادر اینجاانجامدهید"ایننظراتبیشترازایناستکه"می‌توانیدبهمننشاندهیدچطوراینکاررا ان قیمت بیلبورد جامدهم? ""ازنظر ریاضی بسیارسادهاست.شمابهجبروحساباحتیاجندارید.وشرکتسپرده, تراکنشهای قانونیوخدماتپرداخت‌هارا کنترل می‌کند.منهیچسقفیبرایتعمیریاتوالتندارم, برایاینکهمالکاناینکار را می‌کنند.خانهآنهاست.گاهیکسیپولنمی‌دهد.واینعالیاستچونحق‌الزحمه‌هایکمیوجوددارد, یااین که آن‌هابیرونمی‌روندوملکبار دیگرفروختهمی‌شود.سیستمدادگاهاین کارراانجام می‌دهد.

و ممکن است در منطقه شما کارساز نباشد. شرایط بازار ممکن است متفاوت باشد. اما این مثال نشان می‌دهد که چگ قیمت بیلبورد ونه یک فرآیند ساده مالی می‌تواند صدها هزار دلار با پول کم و ریسک کم ایجاد کند. این یک نمونه از پول است که تنها یک قرارداد است. هر کسی با تحصیلات دبیرستانی می‌تواند این کار را بکند.

با این وجود بیشتر مردم این کار را نخواهند کرد. اکثر مردم به توصیه‌های استاندارد گوش می‌دهند قیمت بیلبورد  قیمت بیلبورد 

" سخت کار کنید و پول پس‌انداز کنید. "

حدود حدود ۳۰ ساعت کار، حدود ۱۹۰،۰۰۰  دلار در ستون دارایی ایجاد شد و هیچ گونه مالیاتی پرداخت نشد. قیمت بیلبورد  قیمت بیلبورد 

کدومش برات سخت‌تر میشه؟ قیمت بیلبورد 

  1. سخت کار کنید. ۵۰ درصد مالیات بپرد قیمت بیلبورد ازید. آنچه باقی مانده‌است را ذخیره کنید.

پس پس‌انداز شما ۵ درصد است که مالیات می‌شود.

یا

  1. زمان را صرف کنید تا اطلاعات مالی خود را به دست آورید، قدرت مغز خود و ستون دارایی را به هم متصل کنید.

اگر از گزینه شماره یک استفاده می‌کنید مطمئن باشید که چقدر زمان لازم است تا حدود ۱۹۰،۰۰۰  دلار پس‌انداز کنید. زمان یکی از بزرگ‌ترین دارایی‌های شماست.

اکنون شما ممکن است درک کنید که چرا وقتی می‌شنوم که والدین می‌گویند، " کودک من در مدرسه خوب عمل می‌کند و تحصیلات خوبی دارد، ممکن است خوب باشد، اما آیا این کافی است؟

من می‌دانم که استراتژی سرمایه‌گذاری بالا یک استراتژی کوچک است. آن برای نشان دادن این که چقدر کوچک می‌تواند بزرگ شود مورد استفاده قرار می‌گیرد. دوباره، موفقیت من نشان‌دهنده اهمیت یک بنیاد مالی قوی است، که با یک آموزش قوی مالی شروع می‌شود.

قبلاً این را گفته‌ام، اما ارزش تکرار کردن را دارد. اطلاعات مالی از چهار مهارت تکنیکی اصلی تشکیل شده‌است:

1.       حسابداری

حسابداری، سواد مالی، یا توانایی خواندن اعداد است. اگر می‌خواهید کسب‌وکار و یا سرمایه‌گذاری بسازید، این یک مهارت حیاتی است.

2.      سرمایه‌گذاری

سرمایه‌گذاری، علم پول و پول است.

3.      درک بازارها

درک بازارها، علم عرضه و تقاضا الکساندر گراه‌ام بل است که آنچه را که می‌خواست به بازار عرضه کرد. (بیل گیتس) هم همین طور. یک خانه ۷۵،۰۰۰  دلاری به قیمت ۶۰۰۰۰ $ هزینه شد که ۲۰۰۰۰ دلار هزینه داشت و همچنین نتیجه گرفتن فرصتی بود که از سوی بازار ایجاد شد. یک نفر خرید می‌کرد و یک نفر می‌فروخت.

4.      قانون Th

این قانون آگاهی از مقررات حسابداری، ایالتی و فدرال است. من توصیه می‌کنم که با قوانین بازی کنم.

این پایه و اساس اصلی است، یا ترکیبی از این مهارت‌ها، که برای موفقیت در پی‌گیری ثروت مورد نیاز است، چه از طریق خرید خانه‌های کوچک، ساختمان‌های آپارتمانی، شرکت‌ها، سهام، اوراق بهادار، اوراق بهادار، یا امثال آن.

چند سال بعد، بازار املاک احیا شد و همه افراد دیگر وارد بازار شدند. بازار بورس ترقی کرد و همه وارد شهر شدند. اقتصاد ایالات‌متحده بر روی پاهای خود بازگشته بود. من شروع به فروش کردم و اکنون در حال سفر به پرو، نروژ، مالزی و فیلیپین بودم. چشم‌انداز سرمایه‌گذاری تغییر کرده بود. ما دیگر خرید ملک و املاک نداریم. اکنون من فقط مقادیر بالا رفتن از داخل ستون دارایی را تماشا می‌کنم و احتمالاً شروع به فروش می‌کنم. من مشکوک هستم که برخی از آن شش خانه کوچک فروش خواهند داشت و ۴۰،۰۰۰  دلار به پول نقد تبدیل خواهد شد. باید به accountant زنگ بزنم تا برای پول نقد آماده باشم و به دنبال راه‌هایی برای پناه دادن به آن باشم.

هدف من این است که سرمایه‌گذاری آغاز شده و انجام شود.

بازار بالا می‌رود و پایین می‌آید. اقتصاد پیشرفت می‌کند و سقوط می‌کند. جهان همیشه فرصت‌های یک زندگی را به شما می‌دهد، هر روز از زندگی شما، اما اغلب اوقات ما نمی‌توانیم آن‌ها را ببینیم. اما آن‌ها آنجا هستند. و هرچه جهان تغییرات بیشتری داشته باشد و تغییرات تکنولوژی بیشتری ایجاد شود، فرصت‌های بیشتری وجود خواهد داشت که به شما و خانواده تان اجازه می‌دهد تا برای نسل‌های آینده ایمن باشند.

پس چرا در توسعه اطلاعات مالی خود به خود زحمت می‌دهید؟ دوباره، تنها شما می‌توانید به آن جواب بدهید. من می‌دانم که چرا من به یادگیری و توسعه ادامه می‌دهم. من این کار را می‌کنم چون می‌دانم که تغییراتی در راهند. ترجیح می‌دهم از تغییر استقبال کنم تا به گذشته. می‌دانم که بازار و سقوط بازار وجود خواهد داشت. من می‌خواهم به طور مستمر اطلاعات مالی خود را توسعه دهم زیرا در هر تغییر بازار، برخی از مردم در حال گدایی برای شغل خود خواهند بود. در همین حال، برخی دیگر، لیمو را به دست خواهند گرفت که آن‌ها را به دست می‌گیرد - و ما هر چند گاهی لیمو می‌دهیم - و آن‌ها را به میلیونها‌ تبدیل می‌کنیم. به اطلاعات مالی مالی می‌رسیم.

من اغلب از لیمو خواستم که به میلیونها‌ تبدیل شود. من با استفاده از بسیاری از نمونه‌های دیگر از سرمایه‌گذاری‌های شخصی تردید دارم زیرا می‌ترسم که آن به عنوان لاف زدن یا tooting شاخ خودم مطرح شود. هدف من این نیست. من از مثال‌های کاربردی به عنوان مثال‌های عددی و زمانی از موارد واقعی و ساده استفاده می‌کنم. من از این نمونه‌ها استفاده می‌کنم چون می‌خواهم شما بدانید که این کار آسان است. و هر چه بیشتر با چهار ستون اطلاعات مالی آشنا می‌شوید، راحت‌تر می‌شود.

من شخصاً از دو وسیله نقلیه اصلی برای رسیدن به رشد مالی استفاده می‌کنم: املاک و مستغلات و سهام کوچک. من از املاک و مستغلات به عنوان پایه و اساس خود استفاده می‌کنم. در روز و روز، املاک من جریان نقدینگی را فراهم می‌کند و گاه به گاه مقدار رشد خود را به مقدار زیادی افزایش می‌دهد. از سهام cap برای رشد سریع استفاده می‌شود. من هیچ چیز را توصیه نمی‌کنم. این مثال مثال‌هایی از آن هستند. اگر این فرصت بسیار پیچیده باشد و من سرمایه‌گذاری را نمی‌فهمم، این کار را نمی‌کنم. ریاضی ساده و عقل سلیم تمام چیزهایی هستند که شما باید به خوبی انجام دهید.

به دلایلی برای استفاده از نمونه‌ها توضیح داده شود:

  1. الهام بخشیدن به مردم برای یادگیری بیشتر.
  2. اجازه دهید مردم بدانند که اگر بنیاد قوی باشد، آسان است. قیمت بیلبورد 
  3. نشان دادن اینکه هر کسی می‌تواند به ثروت بزرگی دست ی
  4.  قیمت بیلبورد 
  5. ابد.
  6.  قیمت بیلبورد 
  7. برای اینکه نشا
  8.  قیمت بیلبورد 
  9. ن دهید میلیون‌
  10.  قیمت بیلبورد 
  11. ها راه برای رس
  12.  قیمت بیلبورد 
  13. یدن به هدفتان وجود دارد.
  14. نشان دادن اینکه این علم موشک نیست.

 

در سال ۱۹۸۹، از یک محله دوست‌داشتنی در پور تلند در ایالت اورگون استفاده کردم. خانه‌ای بود که خانه‌های کوچک نان زنجبیلی داشت.. هی، ما کوچیک و جذاب بودیم تقریباً انتظار داشتم که شنل قرمزی را ببینم که داشت از پیاده‌رو به طرف مادربزرگ می‌رفت.

پیش از آن که همه جا تابلوهای نقاشی را امضا کنند. بازار فروش وحشتناک بود، بازار سهام خراب شده‌بود و اقتصاد افسرده بود. در یک خیابان، متوجه یک تابلوی فروش شدم که بیشتر از همه بیشتر بود. پیر به نظر می‌رسید. یک روز از کنار آن عبور کردم و به صاحب آن برخوردم، که ناراحت به نظر می‌رسید.

از خونه ات چی می خوای؟ پرسیدم

او گفت: " برای مدت بیش از یک سال است که به فروش رفته‌است. حتی دیگر کسی نمی‌تواند به آن نگاه  قیمت بیلبورد کند. "

من گفتم: " نگاه می‌کنم، و نیم ساعت بعد خانه را برای ۲۰۰۰۰ دلار کم‌تر از قیمت asking خریدم. قیمت بیلبورد 

خانه کوچک زیبایی بود که با انواع نان زنجبیلی در تمام پنجره‌ها چیده شده‌بود. در سال ۱۹۳۰ با لهجه خاکستری قیمت بیلبورد  روشن شده‌بود و در سال ۱۹۳۰ ساخته‌شده. در داخل ساختمان، به اندازه دو اتاق‌خواب کوچک، یک تور راک زیبا وجود داشت.. یه خونه اجاره عالی بود

من مبلغ ۵۰۰۰ دلار برای یک خانه ۴۵ دلاری که به ارزش ۶۵،۰۰۰  دلار می‌ارزید دادم، به جز این که هیچ‌کس نمی‌خواست آن را قیمت بیلبورد  بخرد. مالک در یک هفته بیرون رفت، خوشحال از آزاد بودن، و اولین مستاجر من وارد شد، یک استاد دانشگاه محلی. پس از پرداخت وام مسکن، هزینه‌ها و هزینه‌های مدیریت پرداخت شد، من در پایان هر ماه کم‌تر از ۴۰ دلار در جیب خود گذاشتم. چندان هیجان‌انگیز نیست.

یک سال بعد، بازار املاک و مستغلات ارگان شروع به جمع‌آوری کرد. سرمایه گذاران کالیفرنیا، فلوچارت با پول از بازار املاک و مستغلات آن‌ها، ب قیمت بیلبورد ه سمت شمال حرکت کرده و اورگون و واشنگتن را می‌خریدند. من آن خانه کوچک را به قیمت ۹۵،۰۰۰  دلار به یک زوج جوان از کالیفرنیا فروختم که فکر می‌کردند این یک معامله است. سرمایه من از حدود ۴۰،۰۰۰  دلار به یک نرخ تبدیل به مالیات معاف از مالیات اختصاص داده شد، و من برای گذاشتن پولم به خرید رفتم. در حدود یک ماه، من یک خانه ۱۲ واحدی را درست کنار کارخانه اینتل در Beaverton اورگون پیدا کردم. صاحبان آن در آلمان زندگی می‌کردند، هیچ ایده‌ای نداشتند

جایی که ارزشش رو داشت، و دوباره قیمت بیلبورد ن یک خانه برای ۶۰،۰۰۰  دلار فروخته بودم که ۲۰۰۰۰ دلار برای من هزینه داشت. مبلغ ۴۰،۰۰۰  دلار از پول در ستون دارایی من به شکل قبض بدهی از طرف خریدار تهیه شد. زمان کار کلی:

یک ساعت دیگه. قیمت بیلبورد 

بنابراین حالا که شما در مسیر  قیمت بیلبورد خود برای تبدیل شدن با سواد بیشتر و مهارت در خواندن اعداد هستید، به شما نشان خواهم داد که چرا این یک نمونه از پول اختراع شده‌است.

$40,000 is created in the asset column. Money is invented without being taxed. At 10 percent interest, $4,000  a year in ca قیمت بیلبورد sh fl ow is added to income.

در طی این رکود اقتصادی، من و کیم توانستیم شش تا از این معاملات ساده را در زمان spare انجام دهیم. در حالی که بخش اعظم پول ما در املاک بزرگتری‌ بود و بازار س قیمت بیلبورد هام، ما توانستیم بیش از ۱۹۰،۰۰۰  دلار در دارایی‌ها (یادداشت ۱۰ درصد) در آن شش "خرید، ایجاد، و فروش" ایجاد کنیم. در حدود ۱۹،۰۰۰  دلار درآمد در سال می‌رسد که بخش اعظم آن از طریق شرکت خصوصی ما تامین می‌شود. بیشتر این مبلغ ۱۹،۰۰۰  دلار در سال برای شرکت ما، گاز، سفرها، بیمه، شام با مشتریان و چیزهای دیگر صرف می‌شود. تا زمانی که دولت فرصتی برای مالیات بر درآمد کسب کند، هزینه آن به طور قانونی صرف هزینه‌های پیش از مالیات می‌شود.

How much income would you have to  earn if the government takes 50 percent  in taxes? قیمت بیلبورد 

  قیمت بیلبورد 

چقدر طول می‌ک قیمت بیلبورد شد تا ۴۰،۰۰۰  دلار صرفه‌جویی کنید؟

این یک مثال ساده از این است  قیمت بیلبورد که چگونه پول اختراع، ایجاد شده، و با استفاده از اطلاعات مالی مالی محافظت می‌شود.

از خودتان بپرسید: چقدر طول می‌کشد تا حدو قیمت بیلبورد د ۱۹۰،۰۰۰  دلار صرفه‌جویی کنید؟ آیا بانک به شما ۱۰ درصد به پول شما بهره می‌دهد؟ و قبض بدهی برای ۳۰ سال خوب است. امیدوارم که آن‌ها هرگز صد هزار دلار به من بپردازند. من باید یک مالیات پرداخت کنم اگر آن‌ها به من پول پرداخت کنند و علاوه بر این مبلغ ۱۹،۰۰۰  دلار در طول ۳۰ سال کمی بیش از ۵۰۰،۰۰۰  دلار درآمد دارد.

من افرادی را دارم که می‌پرسند اگر آن فرد پول ندهد چه اتفا قیمت بیلبورد قی می‌افتد. این اتفاق می‌افتد، و این خبر خوبی است. در حال حاضر ۶۰،۰۰۰  دلار به خانه بازگردانده می‌شود و به مبلغ ۷۰،۰۰۰  دلار فروخته می‌شود و ۲،۵۰۰  دلار دیگر به عنوان حق‌الزحمه پردازش وام جمع‌آوری می‌شود. هنوز یک معامله صفر در ذهن خریدار جدید وجود دارد. و روند ادامه پیدا می‌کرد.

اولین باری که خانه را فروختم، ۲۰۰۰ دلار را پرداخت کردم، بنابراین از لحاظ  قیمت بیلبورد فنی، من هیچ پولی در این معامله ندارم. بازگشت من به سرمایه‌گذاری (ROI) infi nity است. این مثالی از عدم وجود پول زیاد است.

در تراکنش دوم، زمانی که دوباره فروخته شد، من ۲۰۰۰ دلار در جیب خود قرار داده و این  قیمت بیلبورد وام را به سی سال دیگر تمدید می‌کردم. اگر من پول لازم برای پول درآوردن را بدهم، سرمایه من چه خواهد بود؟ نمی‌دانم، اما قطعاً ۱۰۰ دلار در ماه پس‌انداز می‌کند، که در واقع ۱۵۰ دلار شروع می‌شود، زیرا این درآمد برای ۴۰ سال سود پایینی دارد. و دوباره، بر منافع خود مالیات می‌گیرید. این بسیار هوشمندانه نیست. ممکن است بی‌خطر باشد، اما هوشمندانه نیست. چند سال بعد، همان طور که بازار املاک ققنوس تقویت شد، آن خانه‌هایی که ما به قیمت ۶۰۰۰۰ $ به فروش بردیم به حدود ۱۱۰،۰۰۰  دلار رسید. فرصت‌های foreclosure هنوز در دسترس بودند، اما کمیاب شدند. این یک دارایی با ارزش است، زمان من، برای بیرون رفتن از آن‌ها. Th ousands از خریداران به دنبال چند معامله دردسترس بودند. بازار عوض شده بود. زمان آن رسیده بود که به دنبال فرصت‌های دیگری برای قرار دادن در ستون دارایی باشد.

"شمانمی‌توانیداینکاررادر اینجاانجامدهید"ایننظراتبیشترازایناستکه"می‌توانیدبهمننشاندهیدچطوراینکاررا ان قیمت بیلبورد جامدهم? ""ازنظر ریاضی بسیارسادهاست.شمابهجبروحساباحتیاجندارید.وشرکتسپرده, تراکنشهای قانونیوخدماتپرداخت‌هارا کنترل می‌کند.منهیچسقفیبرایتعمیریاتوالتندارم, برایاینکهمالکاناینکار را می‌کنند.خانهآنهاست.گاهیکسیپولنمی‌دهد.واینعالیاستچونحق‌الزحمه‌هایکمیوجوددارد, یااین که آن‌هابیرونمی‌روندوملکبار دیگرفروختهمی‌شود.سیستمدادگاهاین کارراانجام می‌دهد.

و ممکن است در منطقه شما کارساز نباشد. شرایط بازار ممکن است متفاوت باشد. اما این مثال نشان می‌دهد که چگ قیمت بیلبورد ونه یک فرآیند ساده مالی می‌تواند صدها هزار دلار با پول کم و ریسک کم ایجاد کند. این یک نمونه از پول است که تنها یک قرارداد است. هر کسی با تحصیلات دبیرستانی می‌تواند این کار را بکند.

با این وجود بیشتر مردم این کار را نخواهند کرد. اکثر مردم به توصیه‌های استاندارد گوش می‌دهند قیمت بیلبورد  قیمت بیلبورد 

" سخت کار کنید و پول پس‌انداز کنید. "

حدود حدود ۳۰ ساعت کار، حدود ۱۹۰،۰۰۰  دلار در ستون دارایی ایجاد شد و هیچ گونه مالیاتی پرداخت نشد. قیمت بیلبورد  قیمت بیلبورد 

کدومش برات سخت‌تر میشه؟ قیمت بیلبورد 

  1. سخت کار کنید. ۵۰ درصد مالیات بپرد قیمت بیلبورد ازید. آنچه باقی مانده‌است را ذخیره کنید.

پس پس‌انداز شما ۵ درصد است که مالیات می‌شود.

یا

  1. زمان را صرف کنید تا اطلاعات مالی خود را به دست آورید، قدرت مغز خود و ستون دارایی را به هم متصل کنید.

اگر از گزینه شماره یک استفاده می‌کنید مطمئن باشید که چقدر زمان لازم است تا حدود ۱۹۰،۰۰۰  دلار پس‌انداز کنید. زمان یکی از بزرگ‌ترین دارایی‌های شماست.

اکنون شما ممکن است درک کنید که چرا وقتی می‌شنوم که والدین می‌گویند، " کودک من در مدرسه خوب عمل می‌کند و تحصیلات خوبی دارد، ممکن است خوب باشد، اما آیا این کافی است؟

من می‌دانم که استراتژی سرمایه‌گذاری بالا یک استراتژی کوچک است. آن برای نشان دادن این که چقدر کوچک می‌تواند بزرگ شود مورد استفاده قرار می‌گیرد. دوباره، موفقیت من نشان‌دهنده اهمیت یک بنیاد مالی قوی است، که با یک آموزش قوی مالی شروع می‌شود.

قبلاً این را گفته‌ام، اما ارزش تکرار کردن را دارد. اطلاعات مالی از چهار مهارت تکنیکی اصلی تشکیل شده‌است:

1.       حسابداری

حسابداری، سواد مالی، یا توانایی خواندن اعداد است. اگر می‌خواهید کسب‌وکار و یا سرمایه‌گذاری بسازید، این یک مهارت حیاتی است.

2.      سرمایه‌گذاری

سرمایه‌گذاری، علم پول و پول است.

3.      درک بازارها

درک بازارها، علم عرضه و تقاضا الکساندر گراه‌ام بل است که آنچه را که می‌خواست به بازار عرضه کرد. (بیل گیتس) هم همین طور. یک خانه ۷۵،۰۰۰  دلاری به قیمت ۶۰۰۰۰ $ هزینه شد که ۲۰۰۰۰ دلار هزینه داشت و همچنین نتیجه گرفتن فرصتی بود که از سوی بازار ایجاد شد. یک نفر خرید می‌کرد و یک نفر می‌فروخت.

4.      قانون Th

این قانون آگاهی از مقررات حسابداری، ایالتی و فدرال است. من توصیه می‌کنم که با قوانین بازی کنم.

این پایه و اساس اصلی است، یا ترکیبی از این مهارت‌ها، که برای موفقیت در پی‌گیری ثروت مورد نیاز است، چه از طریق خرید خانه‌های کوچک، ساختمان‌های آپارتمانی، شرکت‌ها، سهام، اوراق بهادار، اوراق بهادار، یا امثال آن.

چند سال بعد، بازار املاک احیا شد و همه افراد دیگر وارد بازار شدند. بازار بورس ترقی کرد و همه وارد شهر شدند. اقتصاد ایالات‌متحده بر روی پاهای خود بازگشته بود. من شروع به فروش کردم و اکنون در حال سفر به پرو، نروژ، مالزی و فیلیپین بودم. چشم‌انداز سرمایه‌گذاری تغییر کرده بود. ما دیگر خرید ملک و املاک نداریم. اکنون من فقط مقادیر بالا رفتن از داخل ستون دارایی را تماشا می‌کنم و احتمالاً شروع به فروش می‌کنم. من مشکوک هستم که برخی از آن شش خانه کوچک فروش خواهند داشت و ۴۰،۰۰۰  دلار به پول نقد تبدیل خواهد شد. باید به accountant زنگ بزنم تا برای پول نقد آماده باشم و به دنبال راه‌هایی برای پناه دادن به آن باشم.

هدف من این است که سرمایه‌گذاری آغاز شده و انجام شود.

بازار بالا می‌رود و پایین می‌آید. اقتصاد پیشرفت می‌کند و سقوط می‌کند. جهان همیشه فرصت‌های یک زندگی را به شما می‌دهد، هر روز از زندگی شما، اما اغلب اوقات ما نمی‌توانیم آن‌ها را ببینیم. اما آن‌ها آنجا هستند. و هرچه جهان تغییرات بیشتری داشته باشد و تغییرات تکنولوژی بیشتری ایجاد شود، فرصت‌های بیشتری وجود خواهد داشت که به شما و خانواده تان اجازه می‌دهد تا برای نسل‌های آینده ایمن باشند.

پس چرا در توسعه اطلاعات مالی خود به خود زحمت می‌دهید؟ دوباره، تنها شما می‌توانید به آن جواب بدهید. من می‌دانم که چرا من به یادگیری و توسعه ادامه می‌دهم. من این کار را می‌کنم چون می‌دانم که تغییراتی در راهند. ترجیح می‌دهم از تغییر استقبال کنم تا به گذشته. می‌دانم که بازار و سقوط بازار وجود خواهد داشت. من می‌خواهم به طور مستمر اطلاعات مالی خود را توسعه دهم زیرا در هر تغییر بازار، برخی از مردم در حال گدایی برای شغل خود خواهند بود. در همین حال، برخی دیگر، لیمو را به دست خواهند گرفت که آن‌ها را به دست می‌گیرد - و ما هر چند گاهی لیمو می‌دهیم - و آن‌ها را به میلیونها‌ تبدیل می‌کنیم. به اطلاعات مالی مالی می‌رسیم.

من اغلب از لیمو خواستم که به میلیونها‌ تبدیل شود. من با استفاده از بسیاری از نمونه‌های دیگر از سرمایه‌گذاری‌های شخصی تردید دارم زیرا می‌ترسم که آن به عنوان لاف زدن یا tooting شاخ خودم مطرح شود. هدف من این نیست. من از مثال‌های کاربردی به عنوان مثال‌های عددی و زمانی از موارد واقعی و ساده استفاده می‌کنم. من از این نمونه‌ها استفاده می‌کنم چون می‌خواهم شما بدانید که این کار آسان است. و هر چه بیشتر با چهار ستون اطلاعات مالی آشنا می‌شوید، راحت‌تر می‌شود.

من شخصاً از دو وسیله نقلیه اصلی برای رسیدن به رشد مالی استفاده می‌کنم: املاک و مستغلات و سهام کوچک. من از املاک و مستغلات به عنوان پایه و اساس خود استفاده می‌کنم. در روز و روز، املاک من جریان نقدینگی را فراهم می‌کند و گاه به گاه مقدار رشد خود را به مقدار زیادی افزایش می‌دهد. از سهام cap برای رشد سریع استفاده می‌شود. من هیچ چیز را توصیه نمی‌کنم. این مثال مثال‌هایی از آن هستند. اگر این فرصت بسیار پیچیده باشد و من سرمایه‌گذاری را نمی‌فهمم، این کار را نمی‌کنم. ریاضی ساده و عقل سلیم تمام چیزهایی هستند که شما باید به خوبی انجام دهید.

به دلایلی برای استفاده از نمونه‌ها توضیح داده شود:

  1. الهام بخشیدن به مردم برای یادگیری بیشتر.
  2. اجازه دهید مردم بدانند که اگر بنیاد قوی باشد، آسان است. قیمت بیلبورد 
  3. نشان دادن اینکه هر کسی می‌تواند به ثروت بزرگی دست ی
  4.  قیمت بیلبورد 
  5. ابد.
  6.  قیمت بیلبورد 
  7. برای اینکه نشا
  8.  قیمت بیلبورد 
  9. ن دهید میلیون‌
  10.  قیمت بیلبورد 
  11. ها راه برای رس
  12.  قیمت بیلبورد 
  13. یدن به هدفتان وجود دارد.
  14. نشان دادن اینکه این علم موشک نیست.

 

در سال ۱۹۸۹، از یک محله دوست‌داشتنی در پور تلند در ایالت اورگون استفاده کردم. خانه‌ای بود که خانه‌های کوچک نان زنجبیلی داشت.. هی، ما کوچیک و جذاب بودیم تقریباً انتظار داشتم که شنل قرمزی را ببینم که داشت از پیاده‌رو به طرف مادربزرگ می‌رفت.

پیش از آن که همه جا تابلوهای نقاشی را امضا کنند. بازار فروش وحشتناک بود، بازار سهام خراب شده‌بود و اقتصاد افسرده بود. در یک خیابان، متوجه یک تابلوی فروش شدم که بیشتر از همه بیشتر بود. پیر به نظر می‌رسید. یک روز از کنار آن عبور کردم و به صاحب آن برخوردم، که ناراحت به نظر می‌رسید.

از خونه ات چی می خوای؟ پرسیدم

او گفت: " برای مدت بیش از یک سال است که به فروش رفته‌است. حتی دیگر کسی نمی‌تواند به آن نگاه  قیمت بیلبورد کند. "

من گفتم: " نگاه می‌کنم، و نیم ساعت بعد خانه را برای ۲۰۰۰۰ دلار کم‌تر از قیمت asking خریدم. قیمت بیلبورد 

خانه کوچک زیبایی بود که با انواع نان زنجبیلی در تمام پنجره‌ها چیده شده‌بود. در سال ۱۹۳۰ با لهجه خاکستری قیمت بیلبورد  روشن شده‌بود و در سال ۱۹۳۰ ساخته‌شده. در داخل ساختمان، به اندازه دو اتاق‌خواب کوچک، یک تور راک زیبا وجود داشت.. یه خونه اجاره عالی بود

من مبلغ ۵۰۰۰ دلار برای یک خانه ۴۵ دلاری که به ارزش ۶۵،۰۰۰  دلار می‌ارزید دادم، به جز این که هیچ‌کس نمی‌خواست آن را قیمت بیلبورد  بخرد. مالک در یک هفته بیرون رفت، خوشحال از آزاد بودن، و اولین مستاجر من وارد شد، یک استاد دانشگاه محلی. پس از پرداخت وام مسکن، هزینه‌ها و هزینه‌های مدیریت پرداخت شد، من در پایان هر ماه کم‌تر از ۴۰ دلار در جیب خود گذاشتم. چندان هیجان‌انگیز نیست.

یک سال بعد، بازار املاک و مستغلات ارگان شروع به جمع‌آوری کرد. سرمایه گذاران کالیفرنیا، فلوچارت با پول از بازار املاک و مستغلات آن‌ها، ب قیمت بیلبورد ه سمت شمال حرکت کرده و اورگون و واشنگتن را می‌خریدند. من آن خانه کوچک را به قیمت ۹۵،۰۰۰  دلار به یک زوج جوان از کالیفرنیا فروختم که فکر می‌کردند این یک معامله است. سرمایه من از حدود ۴۰،۰۰۰  دلار به یک نرخ تبدیل به مالیات معاف از مالیات اختصاص داده شد، و من برای گذاشتن پولم به خرید رفتم. در حدود یک ماه، من یک خانه ۱۲ واحدی را درست کنار کارخانه اینتل در Beaverton اورگون پیدا کردم. صاحبان آن در آلمان زندگی می‌کردند، هیچ ایده‌ای نداشتند

جایی که ارزشش رو داشت، و دوباره قیمت بیلبورد 

  • hossein parto